محمد تقي جعفري
129
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
انصار كه بگفتهء يعقوبى كمترين ترديدى در اين نداشتند كه خلافت پس از پيامبر اكرم حق واقعى على بن ابي طالب ( ع ) است و همچنين كيفيت زندگانى آن بزرگ بزرگان بطور قطع اثبات مىكرد كه خلافت الهى مختص او است . ولى او از اين حق مسلم بر كنار شده است . از طرف ديگر اين خاصيت روحى او بر همگان اثبات شده است كه او خلافت را براى اشباع حسّ خودخواهى نخواسته ، بلكه تأكيد قاطعانه كرده است كه نه تنها خلافت را بلكه اصل حيات را براى احقاق حق و وصول به هدف اعلاى انسانى مىخواهد . بنا بر اين ، شكوه و ابراز ناراحتىهاى او در بارهء از دست رفتن حق خود ، در حقيقت ابراز رنج و درد در بارهء محروميت جامعه از حق بوده است . ما در خطبهء چهارم اين جمله را ديدهايم كه مىگويد : لم يوجس موسى عليه السّلام خيفة على نفسه بل اشفق من غلبة الجهّال و دول الضّلال . ( موسى ( ع ) براى ترس از خويشتن نبود كه مضطرب و بيمناك گشت ، بلكه دلسوزى و هراس او از پيروزى نادانان و تسلَّط دولتهاى گمراه بوده است ) . با ملاحظهء اين دو مسئلهء مهم ، دليل تكرار و تأكيد امير المؤمنين ( ع ) در بارهء حق خود روشن مىگردد . اين همان دليل است كه موجب تكرار و تأكيد بعضى از داستانها در قرآن مىباشد ، مانند داستان حضرت موسى عليه السلام و تكرار آياتى مانند * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ( كدامين نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد ) در سورهء الرحمن كه براى گوشزد كردن دائمى وقاحت تكذيب مىباشد . تكرار داستان حضرت « موسى » عليه السلام براى نمودار ساختن چهرههاى گوناگون حق و پديدههاى باطل است كه حيات آن بزرگوار را به خود مشغول داشته بود .